اگر…. میلیاردرها را حذف کردیم؟
دعاها برای حذف میلیاردرها، یا حداقل محدود کردن رشد آنها، در بسیاری از پایتختهای غرب، جایی که ثروت شدید به سطوح بیسابقهای افزایش یافته است، مورد توجه قرار گرفته است.
جایزه دستمزدی بالقوه یک تریلیون دلاری الون ماسک در نوامبر، مالک تسلا را نه تنها ثروتمندترین فرد جهان، که در حال حاضر نیز بوده، خواهد کرد. اگر ماسک بسته کامل دستمزد را دریافت کند، به ثروتمندترین فرد تاریخ تبدیل میشود.
داستانهای توصیهشده
لیست 4 موردی- لیست 1 از 4 سهامداران تسلا، طرح پرداخت 878 میلیارد دلاری برای ایلان ماسک را تأیید میکند
- لیست 2 از 4 لیست پرداختی از 4 چه چیزی در Elon Musk's وجود دارد؟ 4ایمیلها و فایلهای جدید اپشتاین: چه چیزی درباره ترامپ فاش میکنند؟
- فهرست 4 تا از 4 تولیدکننده برتر تسلیحات در جهان با افزایش جنگهای بزرگ درآمدهای خود را افزایش میدهد: گزارش SIPRI
ماسک از میلیاردرهای دیگر جهان جلوتر میافتد – طبق تخمین 3028 دلار، 3028 دلار در هر 11 نفر از آنها میشود. تریلیون ثروت جهانی.
از زمان اوج امپریالیسم غربی در اوایل قرن بیستم، تفاوت بین ثروتمندان و فقیران جهان چندان آشکار نبوده است.
در حال حاضر، حدود 831 میلیون نفر در سراسر جهان در سطح فقر شدید یا کمتر از آن زندگی می کنند. بر اساس گزارش بانک جهانی، این مبلغ 3 دلار در روز است که برای ارز و هزینه زندگی تنظیم شود.
در واقع، اگر هر میلیاردر فقط یک میلیارد دلار به نام خود باقی بماند، بقیه ثروت ضبط شده آنها برای پوشش مقداری که کارشناسان سازمان ملل معتقدند برای پایان دادن به فقر شدید جهان برای 196 سال آینده لازم است، کافی است. میلیاردرها میتوانند سیاست، رسانهها و حتی طرز فکر ما جهان را منحرف کنند تا منافع ابرثروتمندان را منعکس کنند.
بقیه استدلال میکنند که این ثروت حماسی با اطمینان از اینکه مبتکران و خالقان جهان سرمایه لازم برای هدایت فناوری و نوآوری جدید را در اختیار دارند، به نفع اقتصاد جهانی است.
بنابراین، اگر از شر میلیاردرهای جهان خلاص شویم و ثروت آنها را مجدداً توزیع کنیم، یا سقف درآمد مردم را به زیر یک میلیارد دلار محدود کنیم، چه؟ آیا ما به جهان متفاوت فکر می کنیم؟ آیا مؤسسات ما پیشرفت خواهند کرد یا همه ما ثروت آفرینان و سرمایه گذاران برجسته جهان را از دست خواهیم داد؟
از برخی از اقتصاددانان برجسته و فعالان اجتماعی در جهان نظر خواستیم.
آیا نوآوری متوقف می شود؟
الغای میلیاردرها ایده ای غیرمعقول است، و اگر این ایده نابخردانه ما اتفاق می افتد، در یک اتفاق ناگوار است. اقتصادهای توسعه یافته.
اکثریت قریب به اتفاق میلیاردرها در غرب ثروت هنگفتی را که اکنون مالک آن هستند ایجاد کردند ... صرفاً از طریق ایجاد محصولات، خدمات و سایر مواردی که ما به عنوان یک جامعه آزادانه آنها را خریداری کرده ایم.
«میلیاردرها» افرادی هستند که دارایی بیش از یک میلیارد دلار هستند - این شامل سهام در شرکت ها، مالکیت زمین یا مالکیت خوب است. ثروتی که آنها دارند تئوری است - آنها روی انبوهی از اسکناس های 1 میلیارد دلاری نمی نشینند، و نه استخری از شمش طلا دارند.
بسیاری از میلیاردرهایی که ما می شناسیم ممکن است امروز یک میلیارد یا فردا یک میلیون ارزش داشته باشند، بسته به عملکرد این سهام یا IP. این ممکن است ابتدایی به نظر برسد، اما مهم است.
میلیاردرها علاقه ذاتی به رشد ثروت خود و در نتیجه رشد شرکتهای مولد، سودآور و حلکننده مشکلات دارند.
(L-R) پریسیلا چان، مارک زاکربرگ موسس متا، لورن سانچز، بنیانگذار آمازون، جف بزوس، موسس آمازون، جف بزوس، مدیر عامل شرکت گوگل، ساندار پیچا، رئیسجمهور ساندار ماوسلا در ایالات متحده شرکت میکنند. مراسم تحلیف ترامپ [پرونده: Chip Somodevilla/AFP]به انویدیا مراجعه کنید، که سهام خود را برای کارکنان خود صادر میکند و در خط مقدم انقلاب هوش مصنوعی قرار دارد، یا SpaceX، که ارتباطات ماهوارهای را برای تودهها باز کرده است و به نفع همه ماست.
حالا، اجازه دهید این مشکل را معکوس کنیم – اگر این مشکلات استثنایی را رفع نکنیم. سودمندی خود را از دست می دهند و مشکلات باقی می مانند.
این یک چیز وحشتناک برای جامعه خواهد بود.
مکسول مارلو، مدیر امور عمومی موسسه آدام اسمیت
اگر ثروت به طور عادلانه توزیع شود چه می شود؟
میلیاردرها نیاز به مالیات دارند - اما از منظر واقعی این است که از دیدگاه جنوب جهانی نباید به آن پرداخت. به عنوان نوع توزیع رابین هود. ثانیاً، اگر آنها فقط در کشور محل سکونت خود مالیات می گیرند، آیا این نشان دهنده محل ایجاد ثروت واقعی آنهاست؟
ثروت صرفاً با سرمایه گذاری تولید نمی شود. این بر اساس منابع و نیروی کار ساخته شده است. در اقتصاد جهانی امروز، بیشتر آن از جنوب جهانی می آید. بنابراین، درآمدهای مالیاتی باید به مکانهایی که این ثروت از آنجا استخراج میشود، بازگردد.
تبلیغاتآنتورپ را بگیرید. این شهر زیباست که ساکنان آن از استانداردهای زندگی بالایی برخوردار هستند. اما پایههای این رونق در الماسهای [جمهوری دموکراتیک] کنگو نهفته است، جایی که استانداردهای زندگی به سختی افزایش یافته است. ما باید بپرسیم که چرا این نتایج متفاوت را داریم. این در مورد خیریه نیست. این در مورد تجدید ساختار مالی جهانی برای عادلانه کردن آن است.
نابرابری در 30 تا 40 سال گذشته افزایش یافته است. بر ثروت فوق العاده ای که امروز می بینیم، 97 تا 98 درصد مالیات به شکل نرخ های مالیاتی نهایی بالای یک آستانه، بر اساس آنچه که به اجماع جهانی مبنی بر ناسالم بودن چنین تمرکزی از ثروت منجر می شود - و این که پول بهتر به سلامت، رفاه و آموزش اختصاص می یابد، مشمول مالیات می شود. 17 ژانویه 2020 [بن کورتیس/AP]
امروزه، در لحظات بحران اقتصادی، دولت ها اغلب ریاضت اقتصادی را تحمیل می کنند و بار را بر دوش طبقه فقیر و متوسط می اندازند. این تغییر جدید است.
ما به تغییرات ساختاری نیاز داریم - نه صرفاً مالیات میلیاردرهای جدید. در غیر این صورت، اگر ساختارهایی را که نابرابری را بازتولید میکنند دست نخورده رها کنیم، با یک مشکل وجودی مواجه میشویم: افرادی که ثروتشان به آنها قدرت بیشتری نسبت به بسیاری از دولتها میدهد.
ثروت افراطی در حال تمرکز، تبدیل شدن به یک نیروی سیاسی، و تثبیت یک سیستم الیگارشی است که در سراسر جهان تکرار میشود - از جمله در
جهان
جهان
که در آن منشأ بسیاری از دولتهاست. هدف توسعه برای از بین بردن وبا. قیمت این واکسن حدود 2 دلار است. آن را در تعداد افرادی که در معرض خطر هستند ضرب کنید و بیماری باید ناپدید شود.
اما اینطوری کار نمی کند. بدون تغییر شرایط زندگی، مردم در معرض قرار می گیرند. بازتوزیع باید به همین صورت عمل کند: باید ساختارها را تغییر دهد، نه فقط وجوه را انتقال دهد.
دریژه آلمایهو، هماهنگ کننده اجرایی، اتحاد جهانی عدالت مالیاتی
آیا مقررات نیاز به تغییر دارد؟
اگر فردا از شر میلیاردرها خلاص شویم، میتوانم تضمین کنم
بیلیونرهای بعدی از محصول هفته را داشته باشیم. شکست سیاست اصلاً وجود آنها پوچ است، با این حال این سیستم طوری طراحی شده است که دقیقاً این تمرکز ثروت را امکان پذیر کند. این سازمان نه برای ارائه برابری، پایداری یا عدالت زیست محیطی، بلکه برای خدمت به منافع میلیاردرها ساخته شده است.
بسیاری از همکاران مترقی من در مورد توزیع مجدد صحبت می کنند - مالیات از میلیاردرها برای تأمین بودجه مراقبت های بهداشتی، اصلاحات زیست محیطی و سایر نیازهای عمومی. اما این مشکل اصلی را نادیده میگیرد.
یک لوگو در مرکز کنگره قبل از نشست سالانه مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در داووس، سوئیس [دنیس بالیبوس/ رویترز]برای پرداخت هزینههای مراقبتهای بهداشتی، مالیات الکل یا سیگار را در نظر بگیرید. منطق منحرف میشود: هرچه افراد بیشتری سیگار یا مشروب بنوشند، درآمد بیشتری خواهید داشت.
این در مورد میلیاردرها نیز صدق میکند. هر چه به آنها اجازه انباشتن ثروت بیشتری بدهیم، «تکه کوچک کوچک» مالیاتی که به آن وابسته هستیم بزرگتر است. در واقع، ما در نهایت از میلیاردرها درخواست مجوز برای تأمین مالی منافع عمومی میکنیم.
اگر در مورد حذف میلیاردرها جدی هستیم، باید آنها را از بین ببریم. تصادفی نیست که بسیاری از قوانین ضد انحصار غرب قرن ها منسوخ شده است. این قوانین به میلیاردرها اجازه شکوفایی می دهد.
تبلیغاتما به مقررات مدرن نیاز داریم – و باید تصمیمات مربوط به هزینه را از قوانین و مالیات جدا کنیم.
فقط در این صورت است که ما شانس ایجاد یک جامعه عادلانه، عادلانه و فراگیر را خواهیم داشت که منعکس کننده ارزش های افراد درون آن باشد.
دانشگاه Fadhel Kaboub، رئیس دانشگاه جهانی، استاد اقتصاد، به عنوان رئیس دانشگاه جهانی، رفاه پایدار، و نویسنده کتاب دیدگاههای جنوبی جهانی در زیر پشته.
آیا کنترل رسانهها تغییر میکند؟
ایده خلاص شدن از شر میلیاردرها یک سری سؤالات به هم پیوسته را ایجاد میکند.
اول، مالکیت میلیاردرها بر رسانهها فرضی نیست. مدتهاست که وجود داشته است... اما امروز ما افرادی را داریم که میتوانند کل پلتفرمهای رسانهای را به طور کامل خریداری کنند، فقط به این دلیل که پول نقد دارند. به جف بزوس یا ایلان ماسک فکر کنید.
به طور طبیعی، این اطلاعاتی را که ما دریافت میکنیم و اینکه چه کسی تعیین میکند، تغییر میدهد.
دوم، میلیاردرها گاهی اوقات ادعا میکنند که در حال نجات سازمانهای خبری و حمایت از روزنامهنگاری هستند، اما این تعهد تنها تا زمانی دوام میآورد که منافع خودشان بدون چالش باقی بماند. به عنوان مثال، یکی از مهمترین پلتفرمهای جهان [پلتفرم رسانههای اجتماعی X، سابقاً توییتر] - حداقل برای روزنامهنگاری - را در اختیار گرفته است و احتمالاً آن را به دنبال ترجیحات سیاسی خود خراب کرده است.
به یاد داشته باشید که کنترل رسانهها در نهایت کنترل دسترسی به اطلاعات است. به همین دلیل است که شما به ندرت شاهد بررسی دقیق منافع خود صاحبان رسانهها هستید.
دز فریدمن، یکی از مدیران مرکز تحقیقات رسانهای گلداسمیتز لورهولم
آیا میتوان ثروت افراطی را از بین برد؟
در بسیاری از کشورهای غربی، ثروت و قدرت به طور فزایندهای متمرکز میشوند. با این حال، دلایل محکمی نیز وجود دارد که باور کنیم این دوره تمرکز ممکن است به پایان خود نزدیک شود.
تمرکز شدید ثروت چیز جدیدی نیست و قبلاً مهار شده است. در دهه 1910، ایالات متحده مجموعه جان دی راکفلر را شکست، که در آن زمان ثروتمندترین مرد جهان و در واقع غول فناوری عصر خود بود. سپس [رئیسجمهور فرانکلین دلانو] روزولت … در سال 1944 نرخ مالیاتی 94 درصدی را برای درآمدهای شدید معرفی کرد.
یک مرد بیکار با کتی کهنه در اسکله در اسکله شهر نیویورک در طول رکود بزرگ، 1935 [دستورالعمل/کتابخانه لوئیس د. به تأمین مالی «نیو دیل» کمک کرد، که اغلب به عنوان خروج ایالات متحده از رکود بزرگ شناخته میشود.در سالهای اخیر، شفافیت فزاینده به عقبنشینی مجدد علیه ثروت شدید در زمینه نارضایتی اقتصادی دامن زده است. افشاگری هایی مانند پاناما پیپرز و لوکس لیکس بسیاری از شفافیت های پیرامون آن را از بین برده است. در فرانسه، پیشنهادهای جدی برای مالیات بر میلیاردرها و صدمیلیونرها اکنون از حمایت سیاسی گسترده برخوردار است. در G20، رئیس جمهور لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، مالیات بر ثروتمندان را به شدت در دستور کار قرار داده است. بحث دیگر بر سر این نیست که آیا می توان از افراد فوق ثروتمند مالیات گرفت یا خیر، بلکه در مورد چه زمانی است.
برنده شدن در این بحث آسان نخواهد بود. اما، مانند مالیات بر درآمد - که زمانی به عنوان مارکسیست محکوم شد - قبلاً برنده شده است. و توزیع مجدد بخشی از ثروت در اختیار ابرثروتمندان همچنین بسیاری از روایتهای بومیگرای راستگرا را در مورد منابع کمیاب که در سراسر غرب گسترش یافتهاند، تضعیف میکند.
این روایتها تا حدودی به این دلیل رونق یافتهاند که فراخوانهای مترقی برای توزیع مجدد وزن لازم را نداشتند، و امکان اتحاد راستها با افراد بیگانه و میلیاردرها را فراهم کرد. پیشرو.
لوکاس چنسل، اقتصاددان ارشد در آزمایشگاه جهانی نابرابری دانشکده اقتصاد پاریس