معامله با اقتصاد ایالات متحده چیست؟
در طی 50 سال استقلال، آمریکا دو بهشت رقیب را ساخت: خلسه و رویای آمریکایی. یکی تحت تأثیر شور و شوق آخر روز بیداری بزرگ دوم بود. دیگری ناشی از خوش بینی سرکش بنیانگذارانی مانند توماس جفرسون بود. یکی وعده داد که صالحان برخیزند. دیگری قسم خورد که همه می توانند.
اما امروزه معماری صعود بی ربط به نظر می رسد. همه چیز هزینه بیشتری دارد - مراقبت از کودک، اجاره، رهن، بیمه درمانی، خدمات آب و برق، خواربار، رستوران ها، کالاهای خانگی، خدمات پخش جریانی، انواع بلیط (کنسرت، هواپیما، پارکینگ) و هدایای تعطیلات. حقوقها گیر کردهاند، نیروی کارگری آهکی شده است و مبارزه با تورم در پنجمین سال خود ادامه دارد.
چگونه و از چه زمانی حرکت به سمت بالا دور از دسترس به نظر میرسد؟ این کتاب ها به طور مستقیم به این سؤال می پردازند. برخی از این نویسندگان به چگونگی شکلگیری شکافها در مسیر زندگی بهتر میپردازند. سایرین ساعت را در جایی که فشار در حال حاضر فرود می آید. آنها با هم نشان میدهند که آمریکاییها از زمان تأسیس جمهوری برای اصلاح اقتصاد خود تلاش کردهاند - و تلاشهای یک نسل اغلب فقط در نسل بعدی به ثمر میرسد.
قیمت دموکراسی
توسط Vanessa S.rom3S. پارتی چای به تعرفه های عصر طلایی، چیزهای کمی مانند مالیات تاریخ آمریکا را تعریف می کند. در این وقایع مهم مالیات ایالات متحده، ویلیامسون، یکی از همکاران موسسه بروکینگز، استدلال میکند که سیاست مالیاتی چیزی بیش از تامین مالی دولت است – این مکانیزمی است برای توزیع و حفظ قدرت.
مالیات اغلب ثروتمندان کشور را به بهای ضرر رساندن به دیگران جذب کرده است. ویلیامسون می نویسد، پس از انقلاب، ابیگیل آدامز از جمله نخبگانی بود که اوراق قرضه جنگی کاهش ارزش دولتی را به سنت دلار خریداری کرد - سپس ارزش آنها را مشاهده کرد که ماساچوست مالیاتها را افزایش داد تا مزارع را بازپرداخت کند. تز شگفتانگیز ویلیامسون این است که مالیاتها، وقتی درست انجام شوند، برای دموکراسی خوب هستند. ایجاد مالیات بر درآمد در دهه 1860، تلاش های جنگ اتحادیه را تقویت کرد و تضمین کرد که فقط فقرا نیستند که این صورت حساب را پرداخت می کنند. پس از جنگ، دولت بازسازی در کارولینای جنوبی مالیاتهایی را بر زمین وضع کرد که تعداد کودکانی را که میتوانستند تحصیلات عمومی را دریافت کنند، بیش از چهار برابر میکرد، حتی در مواجهه با فرار مالیاتی افسارگسیخته.
مخالفت با مالیات مدتهاست که به عنوان توسل به انصاف ظاهر شده است، اما خطر واقعی زمانی رخ میدهد که هیچکس احساس نمیکند سرمایهگذاری شده است. در نهایت، او می نویسد، زمانی که مردم به بودجه یک دولت در حال کار کمک می کنند، به احتمال زیاد در مورد کاری که انجام می دهد ادعا می کنند - و انتظار دارند که پاسخ دهد. href="https://press.princeton.edu/books/hardcover/9780691230306/one-mans-freedom?srsltid=AfmBOoo7P-aJp-cWUEe7sl_lpg2nTXOgFSFwZWuIbkNGeTZyZy"s" آزادی
نوشته نیکلاس بوکولا
در بین تحریم اتوبوسهای مونتگومری در دهه 1950 و انتخابات 1964، رهبر حقوق مدنی مارتین لوتر کینگ جونیور و نامزد جمهوریخواه ریاستجمهوری بری گلدواتر ایدههای قدرتمندی را در مورد آنچه که «آمریکا آزاد» در من مطرح کردند. در این پرتره دوگانه درخشان، بوکولا نحوه برخورد حرکات آنها را بازسازی می کند. تصور هر یک از افراد از آزادی، درک متفاوتی از نظم اقتصادی ایده آل را ترویج می کرد: آزادی پادشاه مستلزم دسترسی برابر به کالاها و خدمات عمومی بود. گلدواتر بر حقوق مالکیت شخصی استوار است.
بوکولا، استاد فلسفه سیاسی در کلرمونت مککنا، بررسی میکند که چگونه دیدگاههای رقیب آنها - که در سخنرانیها، موعظهها و بحثهای سنا بیان میشود - به منطق اخلاقی دوگانه آمریکای مدرن تبدیل شده است: یکی تقدیس بازار، دیگری خواستار اصلاح آن است. گلدواتر هشدار داد که "دولت بزرگ" (با مالیات و شبکه های ایمنی خود) و "کار بزرگ" (با فشار رو به بالا بر دستمزدها) "شیوه زندگی اقتصادی آمریکا" را تهدید می کند. کینگ پاسخ داد که حقوق سیاسی بدون فرصت های اقتصادی توخالی است. بوکولا استدلال میکند که ائتلاف حقوق مدنی کینگ به شکست کمپین گلدواتر کمک کرد، اما ایدههای گلدواتر در هر دو مسیر سیاست آمریکا منحرف شد و انقلاب ریگان و جهانیگرایی بازار آزاد کلینتون وایت را شکل داد. خانه.
اربابان امور مالی
نوشته لیاکات احمد
احمد در تاریخ خود برنده جایزه پولیتزر از سال 2009، چهار مردی را دنبال میکند که در سالهای قبل از رکود بزرگ، بانکهای مرکزی بزرگ جهان را کنترل میکردند - Montagu Strong Bankermink of New England York)، Émile Moreau (Banque de France) و Hjalmar Schacht (Reichsbank).
این کتاب نگاهی جهانی دارد، اما در میان سالنامههای تاریخ آمریکا قرار دارد، زیرا تأثیرات اقتصاد ایالات متحده همیشه در سراسر مرزهای ملی به این سو و آن سو پراکنده شده است. همانطور که اقتصادهای اروپایی پس از جنگ جهانی اول تحت غرامت و بدهی سرگردان بودند، استرانگ از خطوط اعتباری آمریکا برای کمک به احیای بانک های اروپایی استفاده کرد. این تزریق به بازگشت قاره به استاندارد طلا کمک کرد و ارزهای جهانی را به یک مرکز مالی انگلیسی-آمریکایی متصل کرد.
وقتی استرانگ در سال 1928 درگذشت و بازار سهام آمریکا به شدت سقوط کرد، تعادل شکننده شروع به تزلزل کرد. اروپایی ها به ایمان ویکتوریایی خود به بودجه های متوازن چسبیده بودند و اجازه دادند شهود و تعصب ملی آنها را هدایت کند، زیرا نقدینگی را از دنیایی که در حال فروپاشی بود تخلیه می کردند. احمد، سرمایهدار سابق بانک جهانی، این تاریخ را در پسزمینهی بحران اقتصادی جهانی ۲۰۰۸ نوشت، و شرایطی که منجر به آن شد، وقتی مشاهده کرد که بانکداران در کتابش «معیارهای ارتدوکسی بودند که به نظر میرسید زندانی میشد، تردیدی در ذهن او نبود. آنها. href="https://www.simonandschuster.com/books/The-Radical-Fund/John-Fabian-Witt/9781476765877" title="">صندوق رادیکال
نوشته جان فابیان ویت
تعداد بسیاری از دولتهای آمریکا همیشه بهبود یافته است. دهه 1920 دوران پررونق بازارها و تعمیق نابرابری بود. سرمایه خصوصی اغلب تنها راه نجات برای کسانی بود که با فقر، جداسازی ریشهدار و تهاجم گسترده به آزادیهای مدنی مبارزه میکردند.
در سال 1922، چارلز گارلند، وارث بانکی 23 ساله وال استریت از ماساچوست، از سود بردن از سیستمی که او آن را ناعادلانه میدانست، امتناع کرد و کل سرمایهی میلیونی خود را در اختیار سرمایهگذاری عمومی قرار داد. همانطور که ویت در تاریخ جذاب خود از صندوق نشان میدهد، آن عمل انصراف به یک موتور مالی تبدیل شد که افراد و مؤسساتی را که به نیو دیل و بعداً جنبش حقوق مدنی شکل میدادند، حفظ کرد.
در زمان راجر بالدوین از A.C.L.U، صندوق پروژههای جامعهشناس سیاهپوست W.E.B را پیش برد. دو بوآس، نورمن توماس پرچمدار حزب سوسیالیست و N.A.A.C.P. یکی از بنیانگذاران مری وایت اوینگتون. دعواهای آنها باعث به راه انداختن اتحادهای کارگری بزرگ مانند کنگره سازمان های صنعتی و مبارزات قانونی شد که در براون علیه هیئت مدیره به اوج خود رسید. آموزش.
بابیت
توسط سینکلر لوئیس
من میگفتم اگر مردم اعتصابی هم بودند، صادقانه فکر میکردم؟ جورج اف. بابیت، مرد املاک و مستغلات عاشق اسباب بازی، رانندگی بیوک، و متعلق به کلوپ های روستایی در مرکز طنز لوئیس در سال 1922 از رضایت طبقه متوسط می پرسد. بابیت در میان اعتراض اپراتورهای تابلو برق در شهر خیالی زنیت در غرب میانه، شورش کوتاه یک آمریکایی مرفه علیه راحتی خودش را دنبال می کند.
همسرش پاسخ می دهد: «نگران نباش عزیزم». "من می دانم که شما یک کلمه از آن را منظور نمی کنید." و با این حال کمک به مهاجمان اولین کاری است که خود دانشگاهی او - که آرزوی دفاع از فقرا را داشت - انجام می دهد. "من در تمام عمرم حتی یک کار را که می خواستم انجام نداده ام!" او به پسرش اعتراف می کند. یک بحران میانسالی کوتاه مدت رخ می دهد. او در محافل غیرمتعارف فعالیت می کند، با یک زن بیوه رابطه دارد و در باشگاه ورزشی خود سر و صدایی ایجاد می کند. اما وقتی مخالفت باعث میشود که او از جامعهاش کتف سردی بیاورد و همسرش بیمار شود، بابیت خم میشود.
این رمان یکی از پرفروشترینها بود و عنوان آن وارد فرهنگ لغت شد: «بابیت» به خلاصهنویسی برای سازگاری که در دنیای کوچکاندیشی گرفتار شده بود تبدیل شد. لوئیس، اولین آمریکایی که برنده جایزه نوبل ادبیات شد، چیزی را دید که اقتصاددانان اغلب از دست می دهند: رویایی که او به سیخ زد، آرزویی نیست - اجباری است. انصراف به معنای تبعید است، بنابراین اکثر مردم در آنجا می مانند — از خلأ لبخند می زنند.