وقتی سامی دیویس جونیور برادوی را ناک اوت کرد
با شروع دهه 1960، سامی دیویس جونیور یکی از محترم ترین و پردرآمدترین مجریان سرگرمی زنده در آمریکا بود. او در لاس وگاس تیتر زد. او در برنامه های ویژه ورایتی تایم اول بازی کرد. او حتی بهعنوان یک مرد سیاهپوست در چندین برنامه تلویزیونی نمایشی شکست خورده بود.
اما همانطور که دیویس - که در 8 دسامبر 100 ساله میشد - میگفت، او میخواست «شکست بخورد». برومانس او در Rat Pack با فرانک سیناترا و دین مارتین، در میان دیگران، بسیار پرتنش بود، همانطور که با تحقیرهای نژادپرستانه فزاینده آنها در طول کنسرتهایشان در وگاس. دیویس همچنین همچنان قرارداد چند دههای خود را با Will Mastin Trio، آهنگ و رقص با پدر و پدرخواندهاش که به معروف شدن او کمک کرد، حفظ کرده بود. چارلز استروز آهنگساز در مصاحبهای برای مستند American Masters «سامی دیویس جونیور: من باید من باشم» گفت: «سامی احساس میکرد که اعتبارات موسیقی و رقص او همه وجود دارد.» "چیزی که او می خواست این بود که در thea-tuh کار کند."
هیلارد الکینز، تهیه کننده برادوی، نقش دیویس را در پالادیوم لندن در سال 1961 جلب کرده بود، و بلافاصله الهام گرفت که درام "پسر طلایی" محصول 1937 کلیفورد اودتس را به عنوان یک وسیله موسیقی به روز شده انتخاب کند.
الکینز در یک مقاله برنامه یادگاری نوشت: «در نمایشنامه اصلی، جو بناپارت، یک ویولونیست جوان مبارز که به جنگنده جایزه تبدیل می شود، یک ایتالیایی آمریکایی بود. "به نظر من تغییری که متناسب با واقعیت های سیاسی دهه 1960 باشد، تبدیل شدن آن قهرمان به یک مرد سیاهپوست جوان است."
زمانی که الکینز ایده یک اقتباس موسیقی معاصر را مستقیماً به اودتس که در هالیوود زندگی می کرد مطرح کرد، او آن را رد کرد - تا اینکه دیویس به عنوان نقش اصلی پیشنهاد شد. پس از اینکه الکینز دیویس را ردیابی کرد، او پاسخ داد: "من آن را دوست دارم - هر زمان که شما باشید آماده خواهم بود." نقش جدی در تئاتر همان "شکست"ی بود که دیویس منتظرش بود - او دستمزد 35000 دلاری در هفته را در وگاس برای حضور در برادوی با نیمی از این دستمزد کنار گذاشت. یک موزیکال برادوی اجرا کرده بود: «آقا. شگفت انگیز» در سال 1956.اعتبار...بایگانی پاپسی راندولف/مایکل اوکس، از طریق گتی تصاویر
دو عنصر میگویند که این "یک راهگشاست" اولاً، این یک عاشقانه بین نژادی غم انگیز در یک موزیکال برادوی بود، زیرا نقش اصلی زن سفیدپوست بود (همانطور که می بریت، همسر دیویس در آن زمان، که این ماه درگذشت و سمی دیویس جونیور نقش پدرش را پشت سر گذاشت و برای اولین بار به سادگی به عنوان «سامی دیویس» نامگذاری شد. فوقالعاده» در سال 1956، یک داستان هولناک در پشت صحنه از یک مجری کلوپ شبانه - اما چالشهای دراماتیک «پسر طلایی» بسیار مهمتر از هر چیزی بود که دیویس تا به حال امتحان کرده بود. او و اودتس در ابتدا به طرز معروفی با هم کنار میآمدند، اما اودتس در تبدیل بازیاش به یک موزیکال با مشکل مواجه شد. با این حال، حرفه هنری که با جاهطلبی او در تضاد بود، همیشه تغییر کرد.
دیویس در مصاحبهای با زندگینامهاش، برت بویار، در سال 1986 گفت: «آنها از من یک پیانیست ساختند. نمیدانستم از یک شب به شب دیگر چه بازی میکنم.» سردرگمی فیلمنامه زمانی تشدید شد که اودتس در آگوست 1963 درگذشت. از نوازندگان پشت سر او می رقصند و دو مرد در دو طرف او را کنار می زنند. " src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/31/multimedia/30cul-sammy-davis-jr-vwfb/30cul-sammy-davi s-jr-vwfb-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp&disable=upscale">
اولین کارگردان سریال، پیتر کو انگلیسی، رها شد، که برای دیویس خوب بود: «او نمیدانست در آمریکا چه خبر است». به جای او آرتور پن، دانش آموخته استودیو بازیگران، که با «معجزه گر» نام خود را به دست آورده بود، شد. نویسنده آن اثر، ویلیام گیبسون، به عنوان جانشین اودتس در جریان آزمایشات بوستون معرفی شد. گیبسون درگیریهای جو را با هدایت مشقات شخصی و حرفهای یک جایزهباز دیگر در سرفصلها متمرکز کرد: کاسیوس کلی، به زودی نام خود را به محمد علی تغییر میدهد.
دیویس در مورد برداشت گیبسون اظهار داشت: «جو میخواهد پیشینهاش را رها کند تا بخشی از ساختار قدرت باشد.»
دیویس همچنین با همکارانش در ترانهسرایی، استروز و لی آدامز، ترانهسرا و لی آدامز، همگام بود. این دو آهنگها را بر اساس تجربیات خود دیویس در دوران بزرگ شدن بهعنوان یک مرد جوان جاهطلب از هارلم تنظیم کردند: «چون از بسیاری جهات این داستان سامی نیز بود،» استروز در آغاز، «آهنگ شب»، جو از پشت بام هارلم میخواند و با اشتیاق به چراغهای درخشان مرکز شهر خیره میشود: «وقتی این احساس را دارید که پر میشوید؟ / وقتی میخوای بشکنی با کی دعوا میکنی؟ / اما پوستت قفس توست؟»
در قسمت دوم، زمانی که جو و دوست دختر مدیرش، لورنا (با بازی پائولا وین)، احساسات سرکوب شده خود را روی صحنه به پایان رساندند، یک شماره موسیقایی دشوارتر ظاهر شد. در سینما، تلویزیون یا روی صحنه آمریکا.
در مصاحبه سال 1986، دیویس اولین بازی خود را با «I Want to Be with You» در خلال آزمایش در دیترویت، شهری که ماهها پیش پس از تیراندازی پلیس، کانون تنش نژادی بود، به یاد آورد. من از آن می ترسیدم. و چیزی که آرتور گفت این بود: «من هرگز صحنه عاشقانهای را در زندگیام ندیدهام که در آن مردم دست به دست هم ندهند: دستها را بگیرید، ببوسید - کاری کنید!» بنابراین در پایان آهنگ، همدیگر را گرفتیم و همدیگر را بوسیدیم، و این اولین بار بود که زن و مردی از نژادهای مختلف این کار را روی صحنه انجام میدادند. دیویس - معمولاً باحالترین گربه اتاق - اعتراف کرد که متحجر شده است.
در آن لحظه، نفس نفس زدن در بین تماشاگران در فیشر تئاتر به وجود آمد و وین متعاقباً نامههای تهدیدآمیزی دریافت کرد. او و دیویس در تمام تلاشهای خارج از شهر و حتی در برادوی محافظ بودند. بیرون از تئاتر مجستیک، بیلبوردی با عکس تبلیغاتی از وین و دیویس در آغوش کشیده شد.
نقش جو ولینگتون برای هر اجراکنندهای تقریباً غیرمعقول بود، حتی برای هر اجراکنندهای که استعدادهای دینی دیویس را داشت - نه آهنگ، و یک جایزه رقص شده در تصادفی که جو ولینگتون در پایان مسابقه به قتل میرساند. اما شاید بزرگترین چالش دیویس تبدیل شدن خود به یک بازیگر جدی بود.
پائولا وین به یاد می آورد: "آرتور پن گفت: "سم، من تو را می خواهم نیم ساعت در اتاق رختکنت باشی و می خواهم آماده شوی." و سامی گفت: "آماده شو؟" چی، من آرایش کردم؟» و آرتور پن به او نگاه کرد و گفت: «اوه خدای من، من گرانترین نمایشی را که تا به حال در برادوی برگزار شده است، دارم و ستارهام نمیداند چگونه آماده شود!»
در نهایت، پن به دیویس توصیه کرد که به غریزهاش اعتماد کند، اما فشار 60000 دلاری نمایش روی نمایش بیش از 600000 دلار بود: دو روز قبل از تولید نمایش بیش از حد 600000 دلار بود. در 20 اکتبر 1964، دیویس بیرون رفت، از مراسم شنبه و اجراهای عصر خودداری کرد و در آپارتمان یکی از دوستانش مخفی شد. ستایش: «سمی دیویس در یک ناک اوت»، تیتر یک مجله آمریکایی شد، و نقد نیویورک هرالد تریبون از والتر کر اعلام کرد: «آقای. دیویس در بالای یک موقعیت جدید است و آن را با دستان پایین می لیسد. عملکرد او جدی، متخصص و تاثیرگذار است."
دیویس به یاد می آورد: "ما در برادوی زمینه جدیدی را ایجاد کردیم." "شما می دانستید که در کار مهمی هستید، ما مبارزه کردیم و پیروز شدیم." "پسر طلایی"، و او و دیویس در طول امتحانات خارج از شهر و در برادوی اعتبار...فریدمن-ابلز، از طریق بخش تئاتر بیلی رز، عمومی نیویورک، بادیگارد داده شدند. Library
دیویس تقریباً 600 اجرا در نقش سخت جو ولینگتون ماندگار شد (همه اینها در حین نوشتن اولین خاطرات خود، "بله من می توانم" - نام آن برگرفته از آهنگی بود که از برنامه بریده شده بود دیویس که هرگز به جنوب خط میسون-دیکسون سفر نکرده بود تا در یک کنسرت طرفدار حقوق مدنی در سلما آواز بخواند، تا سال 1968 در تولیدات "پسر طلایی" در شیکاگو و لندن ادامه یافت. دیدنی ها با "پسر طلایی". او گفت: «در زادگاهم تا جایی که میتوانستم داغ بودم. "من در بالای دنیا بودم، هیچ دری وجود نداشت که به روی من باز نشود: من شاهزاده برادوی بودم."
یکی از دستاوردهای معنادار که از او دور شد، شاید جایزه تونی بود: "من در مقابل آقایی به نام زیرو موستل، "کمانچه زن روی بام" قرار داشتم. زمان بندی همه چیز است."