چرا آهنگ های کریسمس غمگین زیادی وجود دارد؟
با استفاده از داروهای مسکن در CVS صبح بعد از روز شکرگزاری، نباید از صدای تلق گوی صدای سم اسب بر روی سیستم صوتی غافلگیر می شدم.
توجه نکنید که شام دیشب به سختی هضم شد. البته من هم صدای زنگ های سورتمه را می شنیدم که صدا می زنند، زنگ می زنند. قرارداد ناگفته اجتماعی ما بر این امر حکم میکند: تا نیمهشب اول ژانویه، چه بخواهید، چه نخواهید، موسیقی متن فصل ترکیبی بیپایان از شادی جشن است.
اما واقعا چقدر شاد است؟ گفتن با صدای بلند بدعت به نظر می رسد، اما آیا همه موسیقی های تعطیلات، حتی "Santa Baby" تا حدودی افسرده کننده نیست؟
نگران نباشید، من اینجا نیستم تا شگفت انگیزترین زمان سال را به یاد بیاورم. من فقط میخواهم استدلال کنم که نه تنها بیشتر آهنگهای کریسمس کمی غمانگیز هستند، بلکه در واقع بخشی از آن چیزی است که ما در این فصل دوست داریم.
به همان اندازه که تخیل رایج (و بخش خردهفروشی) بر خانهسازی شیرینی زنجبیلی اصرار دارد، نوشیدن تخممرغ و هدایای مخفیانه بابا نوئل یک لایه هدایایی برای تعطیلات است. در میان آن بشارتهای آسایش و شادی، مژدههایی از تنهایی، تنشهای خانوادگی و تعهد است. در زیر قلوه و ژله، ما با احساسات مختلط میچرخیم.
آهنگهای غمانگیز زیادی وجود دارد که با این تنش مقابله میکنند، و هر کدام، دلخراش هستند. در آرزوی سرباز برای «من برای کریسمس در خانه خواهم بود»، چیزهای بدیعی وجود دارد، در نگاه کردن به پنجرهای سرد که خودمان را عاشقان غمانگیز «رودخانه» جونی میچل و «کریسمس گذشته» وام تصور میکنیم.
هر سال دوباره توسط وینس مائولینو با بازکردن خطهای نرمافزاری از وینس مائولینو گوارالدی، ویران میشوم. کریسمس چارلی براون": "فکر می کنم باید مشکلی برای من وجود داشته باشد، لینوس، کریسمس در راه است، اما من خوشحال نیستم." هنوز هم آهنگ را تنظیم میکنم. من همیشه بعد از تماشا احساس آبی میکنم، اما این غم و اندوهی است که اجباری به نظر میرسد.
حتی بدون تعطیلات، آخرین ماه سال یک ماجرای مالیخولیایی است. در شمال شرقی که من زندگی می کنم، دقایق روشنایی روز کاهش می یابد، پوشش گیاهی کاهش می یابد و ما با محتویات سال در آن سال حساب می کنیم. (به طور جدی، افسردگی فصلی به اوج خود می رسد.)
این در اوایل با آلبوم پیانوی انفرادی جورج وینستون در سال 1982 به نام «دسامبر» که شامل چند آهنگ کریسمس و برخی از آهنگ های اصلی غم انگیز است، در من ثبت شد. آرپژهای آرام او حاکی از منظره زمستانی وسیعی بود که میتوان به تنهایی سرگردان بود، اما یک جفت ردپا در برف تازه فرو ریخته باقی میماند - منظرهای که من، ۸ ساله بودم، در شادی حومهشهریام بسیار جذاب یافتم.
و نوستالژی نیز زیر سطح آن فرو میرود. هر کریسمس (یا دیگر تعطیلات فصلی) شامل تمام مواردی است که قبل از آن آمده اند. این کریسمس شامل تمام شب های کریسمس دوران کودکی شماست که نمی توانستید به خاطر انتظار باز کردن هدایا زیر درخت بخوابید. این شامل اولین تعطیلات زمستانی است که از کالج به خانه آمدید و دوباره با دوستان دبیرستانی تان رفت و آمد کردید - یا اولین تعطیلی که بچه هایتان پس از نقل مکان به خانه آمدند.
این فوق العاده و وحشتناک است، چقدر چیزها تغییر کرده اند، چقدر زمان گذشته است. و رعایت همه چیز؟ "جنگل بل راک." "کریسمس سفید." "سرود زنگ ها." وقتی شمع روشن میکردید یا درخت را تزئین میکردید، هر آهنگی که خانوادهتان پخش میکردند. مهم نیست که این آهنگ ها به صراحت غمگین نباشند. این واقعیت که آنها در حالی که ما بسیار تغییر کردهایم پابرجا بودهاند، آنها را ذاتاً ویرانکننده و بسیار زیبا میکند. و سالی یکبار، ما یک ماه در آنها آب میخوریم و تغییر میکنیم.
لیست پخش تعطیلات من «کریسمس آبی» نامیده میشود، نه پس از کلاسیک الویس، بلکه نسخه چشمان روشن از سال 2002، که در جنگ ویرانگر کانر اوبرست، حتی تاثیرگذارتر است. من استانداردهای تروبادورهای Tin Pan Alley را دوست دارم، اما این روزها به آلبوم های تعطیلات هنرمندان معاصر علاقه مندم. آلبوم "کریسمس" لو. شارون جونز و دپ کینگز "این یک مهمانی روح تعطیلات است". "یک انقلاب بسیار تنها" از فلیت فاکس. این آلبومها در حال تبدیل شدن به کلاسیکهای جدید من هستند، زیرا تازه هستند و کمتر تحت تأثیر بار احساسی تعطیلات قبل از آنها قرار میگیرند.
اما حتی آهنگهای جدیدتر نیز پس از یک یا دو سال چرخش سنگین تعطیلات، با نوستالژی همراه میشوند. که، اکنون میپذیرم، بخشی از معامله است: همه میدانند که بوقلمون و دارواش به روشنتر کردن فصل کمک میکنند، اما احتمالاً باید بپذیریم که این فصل با مالیخولیایی زیبای خود نیز همراه است. اگر موسیقی تعطیلات به دلیل موج احساساتی که الهام میبخشد، کمتر دوستداشتنی نیست، تعطیلات برای سایههایی که در آن وجود دارد، کمتر جذاب نیستند.