آیا اسکار برای رده بهترین بازیگر زن سال 2026 جا را برای زنان «مشکل» باز می کند؟
در «اگر پاها داشتم، تو را لگد میکردم»، رز برن نقش لیندا را بازی میکند، یک درمانگر متزلزل تحت محاصره دائمی: مشتریانش گوش نمیدهند، دخترش غذا نمیخورد، شوهرش به دریا میرود و آپارتمانش در حال غار کردن است. وقتی وضعیت او بدتر میشود، لیندا شروع به خدمت میکند. بدتر از آن.
سالها میگذرد که برن نقش پررنگی را در پرده بزرگ بازی میکند، و بازی عصبیکنندهاش قبلاً افتخارات بالایی را از حلقه منتقدان فیلم نیویورک و انجمن منتقدان فیلم لسآنجلس کسب کرده است. با این وجدانها، او باید قفلی برای نامزدی اسکار باشد.
پس چرا میترسم که برن به کلی نادیده گرفته شود؟ شاید به این دلیل است که تاریخ اخیر نشان می دهد که رای دهندگان اسکار روزهای سختی را با زنان بی حوصله می گذرانند.
تنها سال گذشته، ماریان ژان باپتیست جوایزی را از همان گروه منتقدان برای «حقایق سخت» دریافت کرد، که در آن او نقش زنی را بازی می کرد که به نظر می رسید به طور مادرزادی از دیگران متمایل به او نبود. اعضای خانواده ژان باتیست یک نیروی طبیعت در این نقش بود، اما بسیاری از رای دهندگان مرد به من گفتند که شخصیت او را دوست ندارند. صبح روز نامزدی اسکار، ناعادلانه او را نادیده گرفتند.

در ماه می، زمانی که توزیعکننده در حال رشد موبی، 24 میلیون دلار برای دریافت جایزه فیلم Cane My Love در جشنواره Dii خرج کرد. لارنس مطمئن به نظر می رسید. برنده اسکار نقش گریس، مادری جدید را بازی می کند که رابطه او با جکسون (رابرت پتینسون) از زمان تولد نوزادشان تیره شده است. گریس که احساس میکند دیده نمیشود و مورد محبت قرار نمیگیرد، شروع میکند به شیوههای آزاردهندهای مانند درآوردن لباسهایش در وسط یک مهمانی شلوغ کودکان یا حمله به جکسون نافهم.
لورنس با این مطالب خطراتی را انجام میدهد که بهنظر میرسد آمادهکننده و جدید است، اما حتی در کن، من فکر میکردم که آیا رایدهندگان او مشکلی دارند یا خیر. بسیاری از مردانی که بعد از اکران با آنها صحبت کردم، هنوز در حال عقبنشینی بودند: یک منتقد مرد فیلم را با کوتاهی «برای من نیست» رد کرد، در حالی که یک مدیر برجسته فیلم مستقل حتی صریحتر بود. او گفت: "من از آن زن متنفر بودم." سیفرید در نقش آن لی، یک زن منچستری فقیر اما کاریزماتیک که بنیانگذار جنبش مذهبی شاکر در اواسط قرن هجدهم شد، بازی می کند. لی که مجبور به ازدواج با یک دختر سادیست جنسی (کریستوفر ابوت) می شود، خود را به عنوان یک پیشگو می بیند و در نهایت هموطنان کواکرز خود را متقاعد می کند که ازدواج را کنار بگذارند، تجرد را در آغوش بگیرند و به دنبال او به آمریکا برسند تا یک جامعه مذهبی جدید ایجاد کنند.
اولین نقشی است که ونفری در آن نقش آفرینی می کند. روزنامهنگار فرانسوی کاملاً از این شخصیت ممانعت کرد: "او ضدجنس و متعصب مذهبی بود. آیا قرار بود از او خوشم بیاید؟"
از نظر من، این واکنش اصل مطلب را از دست میدهد. حتی اگر ممکن است پیام پرهیز لی به آداب معاصر نشان داده نشود، رد کردن رابطه جنسی او ممکن است تنها راهی بوده باشد که این زن قرن هجدهم میتواند از هیچ برای تبدیل شدن به رهبر فرقهای عادلانه باشد. اگرچه ممکن است من تمایلی به توصیف آن لی به عنوان یک دختر بچه ریشه دار نداشته باشم، به این دلیل است که من فیلم هایی را با چنین دیدگاه متعصبانه ای تماشا نمی کنم. لی."اعتبار...چراغ جستجو
به هر حال، آیا برای یافتن شخصیتی جذاب به جای دوست داشتنی کافی نیست؟ خیلی اوقات در طول فصل جوایز، متوجه میشوم که دوستداشتنی معیاری است که در برابر سرنخهای زن بسیار بیشتر از مردان به کار میرود که تقریباً از هر چیزی فرار میکنند. زنان غوغایی که با رایدهندگان اسکار گل میزنند تا پایان فیلمهایشان نرم میشوند - فکر کنید فرانسیس مکدورمند در «سه بیلبورد بیرون ابینگ، میسوری»، که خشمشان همینطور تعدیل شده است - اما اگر شخصیتهایی که برن، لارنس و سیفرید بازی میکنند تسلیم شوند، آن سه بازی جالب است، پس از خستگی کامل میشود. با کسی که انتظار می رود بر مسابقه بهترین بازیگر زن تسلط داشته باشد. جسی باکلی در «همنت» نقش اگنس، همسر ویلیام شکسپیر را بازی میکند. مانند لیندا، گریس و آن لی، او در حالی که شوهرش تا حد زیادی غایب است، دوران مادری را تحمل می کند، اگرچه برخلاف آن زنان، او کسی است که او را تشویق کرد تا با نقل مکان به شهر برای دنبال کردن نمایشنامه نویسی، به جاه طلبی هایش پی ببرد. به هر حال وقتی او برای بزرگ کردن خانوادهشان در روستا میماند، کینهها روی هم جمع میشوند. اما حداقل زمانی که فاجعه رخ می دهد، قدرت شفابخش هنر همسرش می تواند به هر دوی آنها کمک کند تا با آن کنار بیایند.
باکلی نه تنها نامزد پیشتاز است، بلکه یکی از معدود مدعیانی است که از نامزدی مطمئن بهترین فیلم می آید، تا حدی به این دلیل که فیلم او با هجوم غم انگیزی به اوج می رسد. اگر بگوییم دیگر خانمهای پیشرو این را نمیفهمند، بهطور قابلتوجهی چیزها را دست کم میگیریم: نتایج آنها پیچیده است، با هر لحظهای که به تخیل یا پس از مرگ نزدیک میشود.
من نمیخواهم ارزش باکلی را در این نقش پرخاشگر بیارزش کنم: اگر او تمام فصل را بازی کند، به خوبی انجام میشود. با این حال، نمیدانم که آیا این اجرا خرید بیشتری نسبت به سایر اجراها پیدا کرده است، زیرا شخصیت او به گونهای غمگین است که نه تنها قابل لمس است، بلکه دلپذیر است. حتی وقتی اگنس با شوهرش روبرو میشود، میخواستم اجازه دهد که او کمی بیشتر این کار را داشته باشد. رای دهندگان اسکار ممکن است خویشتنداری او را تحسین کنند، اما اگر اگنس واقعاً نیاز به رها شدن داشته باشد، حداقل سه زن سرکش در اطراف او هستند که می تواند چیزی از آنها بیاموزد.