تام فرستون با خاطرات جدید خود امیدوار است به جوانان نشان دهد که مسیرهای متعددی برای موفقیت وجود دارد
نیویورک (AP) - تام فرستون به راحتی میتوانست کتابی را با داستانهایی از دوران شکلگیری MTV و برخوردهای مشهورش پر کند - بونو به تنهایی شایسته چند فصل است. با این حال، در نهایت، فرستون احساس میکند که زندگی او درس ارزشمندتری برای ارائه دارد.
خاطرات او، "Unplugged" به عنوان مثال نشان میدهد که تلاش برای دنبال کردن یک خط مستقیم به سوی موفقیت تنها راه نیست.
فرستون ۸۰ ساله، از ابتدا در MTV بود و به همراه شبکههای خواهر، شبکههای خواهرانه، در دورههای بزرگ، کمدی، و شبکههای خواهری، در دورههای موفق، بزرگترین، کمدی، و شبکههای خواهری، کمدی، موفق شد. او قبل از اینکه بیصبرانه سامنر رداستون منجر به برکناری او در سال 2006 شود، به مدیرعاملی شرکت مادر Viacom تبدیل شد.
از آن زمان، Freston تا حد زیادی آزاد بوده و قبل از انفجار به افرادی مانند Oprah Winfrey و Vice مشاوره میدهد. او بازگشتی به یاد ماندنی به تجارت در افغانستان داشت و برای نزدیک به دو دهه رئیس کمپین ONE، سازمان ضد فقر اختصاص یافته به آفریقا که بونو رهبری آن را بر عهده داشت، بوده است.
او گفت: «من داشتم بداهه میگفتم. "این مانند یک سبک زندگی بی باپ بود، به جای داشتن یک ساختار بلند و کلاسیک، نت ها را می زد."
هوس سرگردانی او والدین فرستون در حومه کانکتیکات را ناآرام کرد، زمانی که او یک سال پس از کسب مدرک MBA در دانشگاه نیویورک فاصله گرفت. آنها دلیلی داشتند که باور کنند وقتی او در اوایل دهه 1970 در یک آژانس تبلیغاتی خیابان مدیسون مشغول به کار شد، آن را از سیستم خود خارج کرده است.
نه گفتن به زندگی ای که مردم را متقاعد می کند که شارمین را فشار دهند
او خیلی زود با یک دوراهی روبرو شد که نتوانست برای نقشی در حساب مهم Charmin آژانس خود اشتیاق داشته باشد. دوست دختری قدیمی به او گفت: "در تمام آن سالهای مدرسه، آن مدرک MBA شیک، و تو دستمال توالت میفروشی؟ تو بهتر از آن هستی."
او نکتهای داشت. ژانویه 1972 بود، و زن او را دعوت کرد تا از طریق فرانسه و اسپانیا با اتوتوپ عبور کند و در نهایت به صحرای صحرا برسد. او آژانس را پشت سر گذاشت.
به این ترتیب چندین سال سفر آغاز شد، جایی که او به ویژه عاشق افغانستان و هند شد. فرستون تجارتی را با واردات پوشاک از آسیا راه اندازی کرد. شرکت هندوکش برای مدتی موفق بود قبل از اینکه محدودیتهای واردات در دوران دولت کارتر آن را از بین ببرد.
فرستون به نیویورک بازگشت. او مصاحبهای را خواند که در آن یک مدیر اجرایی در صنعت تلویزیون کابلی نوپا درباره راهاندازی یک شبکه موسیقی مبتنی بر ویدئو صحبت کرد و برای یک شغل بازاریابی به مصاحبه پرداخت. او با باب پیتمن 26 ساله ملاقات کرد که در مورد ظاهر "افغانستان" در رزومه کاری خود تعجب کرد.
پیتمن مشکوک بود که فرستون یک قاچاقچی حشیش است، اما "به نظر می رسید که او را بیشتر دوست داشته باشد." هی، راک اند رول بود. فرستون این کار را پیدا کرد.
فرستون برای تشویق سیستمهای کابلی به حمل شبکه جدید، گروههای فیلمبرداری را هدایت کرد که به پیت تاونشند در خیابان لندن و دیوید بووی در پیست اسکی سوئیس کمین کردند تا تبلیغاتی را ضبط کنند که میگفتند «من MTV خود را میخواهم». ظهور سریع آن به خوبی مستند شده است و تا سال 1987 Freston شبکه MTV را اداره می کرد.
موسیقی همیشه در دفتر Freston پخش می شد و به کارمندان جوان و خلاق این حس را می داد که یک لباس مسئول نبود. کارمندان سابق می گویند که او از ریسک کردن و توانمندسازی مردم نمی ترسید. تقریباً یک الزام بود - به خصوص
زمانی که MTV تصمیم گرفت به جای دنبال کردن مخاطبان اصلی خود با افزایش سن، هر چند سال یک بار خود را دوباره اختراع کند تا بتواند جوانان را جذب کند.
تجربه بین المللی او به او کمک کرد تا MTV هایی را برای کشورهای مختلف در سراسر جهان بسازد.
"این فیلم غیرقابل احترام، تندخو و غیر سلسله مراتبی بود، افراد خلاق بسیاری. "اگر سعی می کردید آن را به سبک کلاسیک MBA اجرا کنید، رد می شد."
نگاه کردن به یک شبکه ارواح
چندین عامل منجر به نابودی MTV شد، از جمله افزایش پخش جریانی که بسیاری از مقاصد کابلی محبوب را به شبکه های ارواح. او گفت که شرکتهای ضبط به امتیوی حقوق پخش آنلاین برای پخش موزیک ویدیوها را اعطا نمیکنند و شانس تحول دیجیتال را تضعیف میکنند.
او گفت: اکنون، وقتی فرستون وارد MTV میشود، «مثل این است که میبینید دبیرستان قدیمیتان در حال سوختن است».
از کتابش، فرستون به وضوح هنوز تحت تأثیر اخراج ناگهانی از Viacom. او به این نکته اشاره می کند که از تلاش هایی برای بازگرداندن او صحبت می کند. اما در نگاهی به گذشته، زمانبندی نمیتوانست بهتر از این باشد.
او گفت: «این چیز خوبی بود، زیرا من یک مرد وفادار هستم و احتمالاً بیشتر میماندم. "به نوعی من در اوج انقلاب تلویزیونی اخراج شدم. بچه های دیجیتال به تازگی شروع به تأثیرگذاری گسترده ای کرده بودند. بنابراین من واقعاً مجبور نبودم با آن حقایق و چالش های ناخوشایند کنار بیایم."
او ناگهان یک نماینده آزاد بود، اما تقاضا داشت. بیشترین پاداش بازگشت به افغانستان و همکاری با یک کارآفرین، سعد محسنی، در یک شبکه تلویزیونی برای مردم آنجا بود. طالبان با بازگشت به قدرت در سال 2021 به آن پایان دادند، اما اخیراً به محسنی اجازه داده اند که برنامه های آموزشی برای دختران تولید کند.
فرستون از زمان تصاحب قدرت برنگشته است. او گفت: «حکم اعدام من توسط طالبان صادر شد. "آنها می گویند ما اکنون همه با هم دوست هستیم، اما من نمی خواهم از این فرصت استفاده کنم."
من هنوز چیزی را که به دنبالش هستم پیدا نکرده ام
مقاومت در برابر یک حکایت بونو سخت است. اغوای فرستون توسط خواننده برای پیوستن به هیئت مدیره کمپین ONE در یک مهمانی آخر شب در ریویرا مهر و موم شد. ساعت 5 صبح بود، ساعت بسته شدن در یک دیسکو و بونو، یک دوست دوبلینی و فرستون تنها کسانی بودند که به جز چند پسر اتوبوس و یک پیشخدمت باقی مانده بودند.
در راه خروج، بونو میکروفون متصل به دستگاه کارائوکه را جاسوسی کرد. بونو به سرور گفت: "یک آهنگ U2 را انتخاب کنید." "هر کس!" او "هنوز چیزی را که به دنبالش هستم پیدا نکردم" را انتخاب کرد و خواننده مشهور، فرانک سیناترا را کانالیزه کرد که او کلاسیک خود را می خواند. پیشخدمت تنها کسی بود که کف زد.
چه کسی نمیخواهد زندگی این مدیر اجرایی را داشته باشد؟
خوانندگان خاطرات فرستون احتمالاً سحر را با ستارههای راک استقبال نخواهند کرد. او امیدوار است که نتهای موسیقی زندگیاش را قدر بدانند و آن را روی نتهای خود به کار ببرند.
«در حالت ایدهآل، افراد جوانتر از این واقعیت الهام میگیرند که شما مجبور نیستید از کالج فارغالتحصیل شوید و روز بعد در گلدمن ساکس شروع کنید، و اگر دچار حمله پانیک نمیشوید، او گفت.
«اگر جوان هستید، باید از فرصتها استفاده کنید. "ریسک کنید. بروید دنیا را ببینید. دنیا بهترین کلاس درس است. از دیدگاه شخص دیگری به ایالات متحده نگاه کنید. وقتی برگردید خود را به عنوان یک نامزد شغلی جالب تر خواهید کرد."
___
دیوید بادر درباره تلاقی رسانه و سرگرمی برای AP می نویسد. او را در https://bsky.app/profile/dbauder.bsky.social و دنبال کنید.