نمایشگاههای گالری هنری برای دیدن در ژانویه
این هفته در بازبینی جدید، ویل هاینریش پوچی لذتبخش جانا اویلر، پرترههای لوتی روزنفلد از دیکتاتوری پینوشه و دنیای رویایی وهمآور اریش هکل را پوشش میدهد.
<,picture>اعتراف میکنم که نمایش جانا اویلر «مرکز تا نمیشود» را تقریباً به دلیل «جایی که انرژی میآید، وصل است»، یک پریز رنگ سفید 9 فوتی رد کردم. من آن را با نوعی تلاش هوشمندانه و پوچ که بسیاری از گوشه های باسن نقاشی معاصر را پر می کند اشتباه گرفتم.
اما همانطور که به داخل گالری ادامه دادم، یک جغد عظیم که انگار در خیابان خالی شهر اسکیت می کند خمیده بود، من را با لذت می خنداند. در جای دیگر، یک فرانکنشتاین از نژادهای سگ در حال گام برداشتن از طریق خط عابر عابر پیاده بود، و دو شاخ پاستیل رنگ - تکشاخهای سنگی با شاخهای اضافی - در یک بزرگراه بیابانی با بیحالی جفتگیری میکردند.
چیزی پوچ در مورد یک نقاش وجود دارد که با موجهای تند و تیز عکاسی و خلاقیتهای مصنوعی از گوشیهای هوشمند روبهرو میشود. لحظه حال ما اویلر چه شانسی برای گفتن چیزی معنادار در برابر چنین پسزمینهای دارد، چه رسد به اظهار نظر معنادار در مورد پسزمینه؟
اما با گنجاندن آن پوچ بودن در آثارش، او وارد سنت بزرگ سایر خودآگاهان و خودآگاهی میشود که نقاشی بهعنوان یک رسانه در طول 500 سال گذشته انباشته شده است و مشکل را تغییر میدهد. ناگهان، رویدادهای جاری، هر چند تهدیدکننده، فقط مواد بیشتری برای فکر کردن و ساختن تصاویر هستند.
بنابراین به خروجی برگشتم. منافذ تماس چهره یا شاید یک ایموجی را برانگیخت که با ناراحتی نفس نفس می زد، و وقتی متوجه آن شدم، نمی توانستم در مورد بند ناف فکر نکنم. اما من همچنین به این فکر میکردم که آیا همه چیز فقط بهانهای برای ایجاد یک لبه سخت تقریباً تک رنگ نیست، که در آن لکههای ابری خاکستری مایل به قهوهای در پشت درخشندگی کرهای سفید شناور میشوند – تظاهر به پوچی برای ایجاد یک جیب امن برای نقاشی خالص.
تا 15 مارس. گالری هنر والاک، مرکز هنرهای لنفست، دانشگاه کلمبیا، خیابان 129 غربی 615; 212-854-6800، wallach.columbia.edu.
اگرچه به عنوان اولین نمایش گذشته آمریکایی برای هنرمند فمینیست فعال شیلی (2019-2019) و فمینیست شیلیایی (2019) معرفی شد. "فضاهای نافرمان" در گالری هنری والاک بیشتر وسوسه انگیز است تا جامع. اما تعداد انگشت شماری از آثار روی کاغذ، و گزینش گستردهتر ویدیوآرت و مستندات اقدامات عمومی روزنفلد، مشکلی را برای آمریکاییها اکنون مهم است که برای هنرمندانی که مانند روزنفلد تحت دیکتاتوری پینوشه کار میکردند: آیا حتی میتوان با طرف مقابل صحبت کرد؟
بهویژه دو اثر فراموشنشدنی هستند. روزنفلد در «هزار صلیب روی سنگفرش» که چندین بار در دهههای 1970 و 80 روی صحنه رفت، از طولهای نوار سفید استفاده کرد تا خطوط سفیدی را که از بزرگراهی در سانتیاگو، شیلی عبور میکردند، به صلیب پشت سر هم تبدیل کرد. این صلیبها میتوانند یادبودی برای قربانیان رژیم پینوشه باشند.
اما یادآوریهای مبتکرانهای هستند که یک خط تفریق را به جمع تغییر میدهد یا سیستم تنظیم و کنترل را بهقدری برانداز میکند که تقریباً همیشه بدیهی تلقی میشود. به عبارت دیگر، این اقدام به عنوان اعتراض خوانا بود، اما نه خطرناک.
«El Padre Mio»، یک مونتاژ ویدیویی وحشتناک در سال 1985 که با نویسنده و هنرمند دیاملا التیت ساخته شد، مستقیمتر است. این فیلم ترکیبی از فیلم سخنرانی پینوشه با صدای پیرمردی است که به طور نامنسجمی در حال غوغا میکند، و پس از آن دختربچهای داستانی درباره کتک زدن پدرش به مادرش، صحنههای اعتراض و غیره تعریف میکند. این تصویری درخشان از خشونت سرگردان کننده یک جامعه اقتدارگرا است و نشان می دهد که بی نظمی اساسی چنین جوامعی به همان اندازه روانی است که سیاسی است. سؤال این است: اگر قبلاً فکر نمیکردید پینوشه با لباس نظامی سفید و ارسیهای رنگارنگش شبیه یک دلقک است، آیا این برای متقاعد کردن شما کافی است؟
Upper East Side
Erich Heckel
تا 12 ژانویه. Neue Galerie, 1048 Fifth Avenue; 212-628-6200، neuegalerie.org.
اگر اریش هکل (1883-1970) به اندازه ارنست لودویگ کرشنر معروف نیست که دو هنرمند اکسپرسیون را با او و دو هنرمند اکسپرسیون را با او تأسیس کردند. Brücke (پل) در درسدن، آلمان، در سال 1905، ممکن است به دلیل زندگی منظمتر و اسطورهسازی کمتر او باشد.
نقاشیهای هکل دارای تمام انتخابهای رنگ وحشی کرشنر هستند. آنها همان حس را به شما میدهند که به دنیای رویایی وهمآور و کمی بیمارگونه نگاه کنید که در آن مردم شبیه مانکنها هستند و گلهای آفتابگردان مانند مردم میپیچند.
از سوی دیگر، ممکن است نقاشیهای هکل هرگز به شدت شیدایی کرشنر نرسد. حداقل، در این نمایش کوچک اما فراوان از کارهای اولیه در Neue Galerie، هیجان در چاپ است. در مجموعهای از چوبتراشیهای مدلهای برهنه، سرهای در حال ذوب شدن و کشتیها در دریا، هکل نشانههای دندانهدار را با ظرافتی روان که کشش عجیبی مسحورکننده ایجاد میکند، هماهنگ میکند.
«اسبهای سفید»، یک طرح چوبی رنگی، حاوی تنها سه شکل در شبحهای دو درخت و سه لاله مانند است. اما این ترکیب، که دارای یک جاده با زاویه رو به بالا و لبه بالایی له شده است، به اندازه میدان جنگ شلوغ و خطرناک است. در «زن مرده»، جسد عنوانی مانند بازیگر زن صحنه در رختخواب دراز کشیده است که به سختی وانمود میکند مرده است، و در سه نقاشی از یک دختر جوان به نام فرنزی، بلوکهای رنگی پررنگ در تضاد با این شکل است که تقریباً چشمان شما را میسوزاند.
نمایشهای دسامبر را ببینید. اینجا.